2 فروردين 1389 - 5 ربيع الثاني 1431 - Mon 22 Mar 2010

انتشار روزنامه فارسی زبان وقايع اتفاقيه

درچنين روزي در سال 1267 هجري قمري نخستين شماره روزنامه فارسي زبان وقايع اتفاقيه منتشر شد. چاپ اين روزنامه در سومين سال سلطنت ناصرالدين شاه و به دستور ميرزا تقي خان اميركبير نخست وزير با كفايت آن دوره آغاز گرديد. مديريت و سردبير اين روزنامه بر عهده حاج ميرزا تذكره چي بود و اخبار آن هم تحت نظارت امير گردآوري مي شد. بهاي تك شماره روزنامه وقايع اتفاقيه در سراسر ايران 500 دينار و وجه اشتراك ساليانه آن 24 قرآن بود. مطالبي كه دراين روزنامه درج مي شد اخباري از دارُالخلافه اعم از شكارشاه و ديد و بازديدهاي او، اعطاي القاب و عناوين و صدور فرامين بود. همچنين اخبار جهان و ترجمه مقالات علمي از مطبوعات متعدد اروپا در اين روزنامه انتشار مي يافت. قابل توجه است كه خصوصي در آن درج گرديد. 41 شماره از اين روزنامه در عصر صدارت اميركبير منتشر شده وچهل و نهمين شماره آن حاوي خبر درگذشت اين وزير با كفايت و ميهن پرست بود. وقايع اتفاقيه از شماره 472 با نام روزنامه دولت عليه ايران منتشر شد و از آن پس تابع وزارت علوم و تحت نظر اين وزارتخانه درآمد. گفتني است نخستين شماره اين روزنامه با عنوان "روزنامچه اخبار دارُالخلافه تهران" چاپ و منتشر گرديد كه در صفحه نخستين آن عبارت يا اسدُ الله الغالب به چشم مي خورد. تعداد صفحات اين روزنامه از 4 تا 8 صفحه متغير بود.


ورود پیروزمندانه ستارخان و باقرخان به تهران

درچنين روزي در سال 1328 هجري قمري ستارخان و باقرخان از سرداران مشروطه كه از تبريز به سوي تهران حركت كرده بودند با شكوهي بسيار و پيروزمندانه به تهران وارد شدند. پس از ورود به پايتخت، ستارخان و يارانش در پارك اتابك و باقرخان با همراهان خود در عشرت آباد ساكن شدند. اين 2 مبارز خستگي ناپذير از درخشانترين چهره هاي جنبش مشروطيت و از قهرمانان ملي اين مرز و بوم بشمار مي روند. اين مبارزين آزادي و آزاديخواهي به هنگام محاصره تبريز در زمان محمد عليشاه با كمك مردم شهر به مدت 11 ماه با مقاومتي كم نظير از شهر دفاع كرده حملات قشون دولتي را خنثي نمودند. ستارخان ملقب به "سردارملي" و باقرخان مشهور به "سالار ملي" در سايه غيرتمندي، دليري و رشادت خود در نهضت مشروطه مجاهدتهاي بسيار كردند نام خود را براي هميشه در برگي زرين ازتاريخ اين سرزمين ثبت نمودند.


جلسه علنی مجلس شورای ملی برای اعلام جمهوری رضاخانی

درچنین روزی در سال1303 هجری شمسی، مجلس شورای ملی به منظور اعلام جمهوری رضاخانی جلسه علنی تشکیل داد. البته این جلسه با اعتراض قشرهای مختلف مردمی روبه رو شد و شمار کثیری از مردم با تجمع در برابر مجلس به ایراد شعار علیه جمهوری رضا خانی پرداختند. نهایتا جلسه مذکور بدون اخذ نتیجه ای به پایان رسید.
رضا خان میرپنج فرزند عباسقلی خان سواد کوهی معروف به" داداش بیک"  در بیست و دو سالگی به سلک نیروهای قزاق در آمد و در این مسیر پیشرفت کرد. او در بیست سال آینده  دوره های مختلف نظامی را تا فرماندهی هنگ قزاقخانه (آتریاد) همدان طی کرد. در سوم اسفند  سال 1299 هجری شمسی واحدهای قزاق مقیم قزوین به فرماندهی رضاخان میر پنج وارد تهران شدند. کودتای سوم اسفند 1299 با توجه به تاثیرات فراوان آن بر حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران واقعه ای مهم و در خور توجه است. انگلیسی ها برای اجرای نقشه ای که کشیده بودند به دو چهره سیاسی و نظامی احتیاج داشتند و سرانجام در این میان سید ضیاء الدین طباطبایی مدیر روزنامه "رعد" و رضاخان میرپنج را برای این کار برگزیدند.  رضاخان سوادکوهی که چند سال قبل توسط "اردشیر جی" به عوامل انگلستان ملحق شده بود به عنوان عامل نظامی کودتا به ژنرال" آیرون ساید" معرفی شد. در این میان با کمک بانک شاهنشاهی و همکاری نظامی کلنل اسمایس، کاظم خان سیاح مسعود خان کیهان، قوای نظامی و قزاق سازماندهی شده و شرایط برای انجام کودتا و اشغال تهران فراهم شد. رضا خان در بهمن ماه همان سال در ملاقاتی با آیرون ساید توافق کرده بود که پس از فتح تهران توسط نیروهای قزاق مقام نخست وزیری به سید ضیاء الدین طباطبایی سپرده شود. برای اینکه رضا خان اطمینان حاصل کند که در تصرف تهران مشکلاتی وجود نخواهد داشت ژنرال انگلیسی به او اعلام کرد که احمد شاه در جریان این اقدام قرار دارد و نورمن سفیر انگلستان در تهران مشکلات احتمالی را مرتفع خواهد کرد. سرانجام در شب سوم اسفند 1299 کودتاچیان وارد تهران شده و نقاط حساس شهر را به اشغال خود درآوردند. با فتح تهران حکومت به دست کودتاچیان افتاد. فردای همان روز سید ضیاء‏الدین طیاطبایی به عنوان نخست وزیر رسما زمام امور را در دست گرفت. پست حساس وزارت جنگ با اندکی کشمکش در اختیار رضاخان سردار سپه قرارگرفت. پس از آن احمدشاه قاجار حکم ریاست الوزرایی سید ضیاءالدین طباطبایی یزدی و سرداری سپه ژنرال رضاخان را صادر کرد. سید ضیا ء الدین پس از دست گرفتن قدرت بسیاری از شخصیت های سیاسی را دستگیر و به زندان افکند. از جمله این شخصیت ها آیت الله مدرس بود. سید ضیاء الدین چند روز پس از کودتا به حضور احمد شاه رفت و شاه که نسبت به جان خود به شدت بیم داشت وی را به عنوان نخست وزیر کابینه جدید معرفی نمود. کابینه سید ضیاء عملا وظیفه یک محلل برای ورود کابینه رضا خان را ایفا نمود. پس از چندی مقام وزارت جنگ نیز به رضاخان واگذار شد. به این ترتیب با حمایت انگلیسی ها، وی  یک به یک پله های ترقی را پیمود و به تدریج به محکم کردن مواضع خود مشغول شد. اما در این مسیر رضا خان با حضور مبارزانی چون سید حسن مدرس نمی توانست به جولان گسترده بپردازد. در دوره  چهارم مجلس، رضاخان که در مقام وزارت جنگ بود، کوشید امور دفاعى و اقتصادى را هم در اختیار گیرد. مدرس در دوازدهم  مهر 1301، در جلسه 148 دوره چهارم مجلس، نطقى علیه رضاخان ایراد کرد و بر برکناری او تاکید نمود. طرح موهوم جمهورى خواهى نیرنگ دیگر رضاخان بود که مدرس آن را ضد استقلال و هویت ایران و رهاورد تصمیم انگلستان براى تمرکز قدرت در شخص رضاخان خواند و در جهت نابودى‏اش گام برداشت. سرانجام گروهى از نمایندگان وابسته،  به نیرنگ روى آوردند، مدرس را به بهانه آشتى با رضاخان در منزل قوام السلطنة نگاه داشتند و در غیاب وى سردار سپه با 92 راى مثبت مجلسیان قدرت را به دست گرفت.


حمله به مدرسه فیضیه

درچنین روزی در  سال1342هجری شمسی عمال رژیم پهلوی با حمله به مدرسه فیضیه قم فجایع اسفناکی را در این مدرسه رقم زدند. پس از تصویب  لوایح ششگانه شاه در جهت حمله به اسلام، و برپایی رفراندوم قلابی بسیاری از علما و مراجع عید آن سال را تحریم کردند و حضرت  امام خمینى(ره) نیز به عنوان رهبر نهضت  عید نوروز سال 1342ه ش را «عزا» دانستند. امام خمینى(ره) متعاقب آن نخستین اعلامیه خود را محرمانه براى بعضى از علماى شهرها فرستادند: «خدمت ذی شرافت‏ حضرات علماء اعلام و حجج اسلام دامت‏برکاتهم. عظم الله - تعالى - اجورکم. چنانچه اطلاع دارید دستگاه حاکمه مى‏خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروریه اسلام قیام و به دنبال آن مطالبى است که اسلام را به خطر مى‏اندازد لذا این‏جانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت‏به امام عصر- عجل الله فرجه‏الشریف - جلوس مى‏کنم و به مردم اعلام خطر مى‏نمایم، مقتضى است‏ حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمایند تا ملت مسلمان از مصیبت‏هاى وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند. والسلام علیکم ورحمة‏الله وبرکاته‏» روح‏الله الموسوى الخمینى/16 شوال‏1383ه ق (نهضت امام خمینى، ج‏1، ص‏315. )
روز دوم نوروز سال 1342 مصادف بود با  25شوال‏1383ه.ق،و شهادت امام‏جعفر صادق(ع) و به همین مناسبت مراسم سوگوارى شهادت امام‏صادق(ع) با حضور ده‏ها هزار نفر مردم از سراسر کشوربر گزار شد. از سوى دیگر سران رژیم پهلوی براى جلوگیرى از شوروش مردمی علیه رژیم جمع بسیارى از نیروهاى  گارد جاویدان را با لباس مبدل به قم فرستادند تا در لباس دهقانان بر عزادران هجوم‏برند. کامیونهای سربازان مسلح در میدان آستانه مقابل مدرسه فیضیه متوقف شده و ماموران امنیتی محل را در محاصره خویش گرفتند. عصر آن روز مجلس سوگوارى امام صادق(ع) برگزارشد و هزاران نفر از اقشار مختلف مردم همراه طلاب، استادان و مراجع به سوگ نشستند. هنگامى که یکی از فضلای حوزه علمیه قم مشغول بیان فضایل رئیس مذهب جعفری بود، ناگاه صلوات بلند شد و واعظ امکان ادامه سخنرانی را نیافت. در همین حال یکی از ماموران رژیم بلند شد میکروفون را در اختیار گرفت. در همین هنگام ماموران که لباس مبدل پوشیده بودند یک صدا شعار جاوید شاه سر دادند. این افراد  به طلاب جوان حمله کردند و طلاب نیز به دفاع از خود مشغول شدند. در این زمان  نیروی شهربانی وارد معرکه شد و رگبار گلوله به سوی طلاب جوان آغاز گشت. ماموران به طبقه دوم رفته بودند وطلاب جوان را از طبقه دوم به پایین پرت می کردند و شروع به آتش زدن البسه و کتب آنان کردند. عمال رژیم پهلوی در این روز وحشی گری های بسیاری مرتکب شدند. بدین‏ترتیب فیضیه قتلگاه عزاداران امام صادق(ع) شد و صدها نفر مجروح و شهید شدند. امام خمینی در همان روز در برابر مردم عزادار فرمود: «دستگاه حاکمه با این جنایت ‏خود را رسوا و مفتضح‏ ساخت و ماهیت چنگیزى خود را به خوبى نشان ‏داد دستگاه جبار با دست ‏زدن به این فاجعه شکست و نابودى خود را حتمى ساخت. ما پیروزشدیم ما از خدا مى‏خواستیم که این دستگاه ماهیت ‏خود را بروز دهد و خود را رسواکند ... امروز وظیفه ماست که در برابر خطراتى که متوجه اسلام و مسلمین مى‏باشد براى تحمل هرگونه ناملایمات آماده‏باشیم تا بتوانیم دست ‏خائنین به اسلام را قطع ‏نمائیم و جلو اغراض و مطامع آنها را بگیریم...»


آغاز عملیات فتح المبین

در چنین روزی در سال 1361 ه ش عملیات فتح المبین آغاز شد. عملیات بزرگ فتح المبین در ساعت سی دقیقه بامداد روز دو شنبه دوم فروردین ماه با رمز بسم الله الرحمن الرحیم . بسم الله القاسم الجبارین و" یا زهرا"   آغاز  شد. این عملیات بزرگ در چهار مرحله ادامه یافت که طی آن سپاه چهارم عراق شامل لشکر ده زرهی متشکل از تیپ 42 زرهی، تیپ 24 مکانیزه، تیپ هفت زرهی و تیپ شصت پیاده، لشکر یک مکانیزه شامل تیپ یک مکانیزه، تیپ 27 مکانیزه، تیپ 34 زرهی و تیپ 51 زرهی، تیپ های تحت امر لشکر یک و ده شامل تیپ 99 پیاده، تیپ 96 پیاده، تیپ 426 پیاده، تیپ 505 پیاده، تیپ 423 پیاده و تیپ 421 پیاده  نابود شدند.
مجموع تلفات دشمن در این عملیات حدود 25 هزار نفر برآورد شده است. همچنین در این عملیات بیش از پانزده هزار تن از افراد دشمن بعثی به دست رزمندگان پرتوان اسلام به اسارت در آمدند. ضمنا بر اثر این عملیات بیش از 360 دستگاه انواع تانک و نفربر،  500 دستگاه خودرو، چندین قبضه موشک زمین به هوا، 165 قبضه توپ دشمن منهدم گردید. همچنین بر اثر این عملیات ظفرمند ارتفاعات شمال غربی خوزستان، ارتفاعات 350 از لوث وجود دشمن بعثی پاک شد. علاوه بر این شهرهای دزفول، اندیمشک، اهواز، و صدها روستا از زیر آتش توپخانه دور برد رهایی یافتند. دستیابی به چاههای نفت ابوقریب در ارتفاعات تینه، آزاد شدن سه پاسگاه ژاندرامری از استانهای ایلام و خوزستان، آزاد سازی فرودگاه دهلران، آزاد سازی جاده دزفول، دشت عباس، عین خوش، و نهایتا رهایی بیش از دو هزار کیلومتر مربع از تصرف دشمن بعثی از دیگر دستاوردهای این عملیات مهم است.
امام خمینی( ره) پس از این پیروزی بزرگ پیامی صادر فرمودند :

بسم الله الرحمن الرحیم
ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم
 اخبار غرور آفرین جبهه های نبرد علیه قوای شیطانی را یکی پس از دیگری در یافت نمودم . قلم قاصر است که احساسات خویش را ابراز کنم. به قوای مسلح اسلامی که خدایشان نصرت آخرین را نصیب فرماید، تبریک عرض می کنم. مبارک باد بر شما عزیزان افتخار آفرین پیروزی بزرگی را که با یاری ملائکه الله و نصرت ملکوت اعلی نصیب اسلام و کشور عزیز ایران کشور بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا نمودید. رحمت واسعه خداوند بر آن مادران و پدرانی که شما شجاعان نبرد در میدان کارزار و مجاهدان با نفس در شب های نورانی در دامن پاکشان تربیت نمودند ...
ایشان همچنین در پاسخ به پیام فرماندهان نظامی به مناسبت عملیات ظفرمند فتح المبین تصریح کردند :
جوانان عزیزم و فرماندهان محترم! شما توقع نداشته‌باشید که من بتوانم از عهده ثنای شما و شکر عمل شما برآیم. شما راهمان بس که محبوب خدای تعالی هستید و خدای شما فرموده که شما را که چون سدی محکم و بنیانی مرصوص در مقابل دشمنان خدا و برای رضای او ایستاده‌اید دوست می دارد و این است جزای شما و این است عاقبت عمل شما.
منبع : ، جمعی از مولفین ، روزها و رویدادها

 


تشکیل جامعه عرب

در چنين روزي در سال 1945 ميلادي به پيشنهاد ملك فاروق شاه مصر و با امضاي پيمان ميان دولتهاي اردن، سوريه، عراق، عربستان صعودي، مصر و يمن، جامعه عرب در قاهره تشكيل شد. هدف از ايجاد اين جامعه، حفظ تماميت ارضي و استقلال كشورهاي عضو و برقراري همكاري نزديك سياسي و اقتصادي و فرهنگي ميان اعضا بود. در سال 1979ميلادي مصر به سبب شركت در پيمان كمپ ديويد از جامعه عرب خارج شد و مركز اين اتحاديه به كشور تونس منتقل شد.


درگذشت مونه

درچنين روزي در سال 1926ميلادي كلود مونه نقاش مشهور و پدر سبك امپرسيونيسم درگذشت. مونه زندگي سختي داشت و هميشه براي بهتر كردن هنرش فعاليت و كوشش مي‎كرد. او در ابتداي كار از شهرت چنداني برخوردار نبود اما با مجموعه نقاشي "نيلوفرهاي آبي" شهرت جهاني دست يافت.